رسانه دانشجویان tabibpress.com
ساخت ایران
صفحه اول روزنامه های کشور tabibpress.com
 


نسخه چاپي
تاریخ درج خبر:دوشنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٨ ساعت:١٠:٠٧ شماره خبر:٥٥٥١٥٩
     

آثار روانی تهمت به دیگران از منظر قرآن کریم


تهمت به دیگران یکی از گناهان کبیره به شمار می آید که خدای متعال کننده این کار را مورد عذاب سختی قرار می دهد. در تهمت، شخصی را به دروغ به کار نادرستی نسبت می دهند در حالیکه اینگونه نیست. با ما همراه باشید تا با آثار روانی تهمت به دیگران از نگاه قرآن کریم بیشتر آشنا شوید.

تهمت زمینه ساز بی اعتمادی میان افراد یک جامعه است. 
 

مقدمه

یکی از مشکلات جامعه ی بشری که از دیرباز شایع بوده و آسیب های فراوانی به زندگی وارد کرده است، بیماری نابود کننده ی «تهمت» است. تهمت یکی از گناهان زبان است و پیامدها و آثار شوم و مخربی دارد؛ بدین سبب باید در راه درمان آن بسیار تلاش کرد.
در این نوشتار می کوشیم به تعریف تهمت و تفاوت آن با بهتان و سوءظن و آثار آن بپردازیم.
 

تعریف تهمت

تهمت از ریشه ی "وهم" به معنای اظهار گمان بدی است که به دل انسان راه یافته است و سرچشمه ی آن سوءظن است.[1]
 

تفاوت سوءظن با تهمت

هرگاه کسی از رفتار، گفتار یا حالات دیگران برداشت بدی داشته باشد ولی این برداشت را بروز ندهد و فقط در درونش پنهان بماند، به "سوءظن" مبتلا شده است ولی اگر برداشت ناشایستش را اظهار کند، به رفتار او "تهمت" گفته میشود؛ پس تفاوت سوءظن و تهمت در آشکار کردن گمانی است که از رفتار دیگری برداشت شده است.[2]
 

تفاوت بهتان با تهمت

در بهتان، انسان میداند کسی که به او نسبت ناروا میدهد، کار اشتباهی انجام نداده است ولی از روی غرض مانند دشمنی، کینه و حسد، صفت یا رفتار ناشایستی را به او نسبت میدهد؛ اما در تهمت، انسان برداشت خود از رفتار دیگری را مدنظر قرار میدهد و اورا متهم می سازد. درحالی که نمیداند این رفتار از او سر نزده است. برای نمونه اگر انسان، شخصی را با سلاح گرم کنار مقتولی ببیند و به او نسبت قتل بدهد درحالی که میداند قاتل نیست، رفتارش "بهتان" نامیده میشود و اگر نداند او قاتل نیست، به رفتارش "تهمت" گفته میشود.[3]
 

تاثیر تهمت بر شنونده ی آن

در تهمت، شنونده از تهمت زننده، اخباری را می شنود که بر حدس و گمان استوار است و از درستی و نادرستی آن آگاه نیست؛ حال آن که شنوده نفس ضعیف داشته باشد تحت تاثیر تهمت قرار میگیرد و نگاهش درمورد متهم عوض میشود. حتی اگر با گوینده ی تهمت برخورد کند و تهمت او را برگرداند امکان دارد از لحاظ اخلاقی و روانی تحت تاثیر قرار گرفته و اعتمادش به متهم کم شود.[4]
 
امام علی(علیه السلام) فرمود: «ای مردم! کسی که برادر دینی اش را این گونه شناخت که او در دین محکم و استوار است و کردار و رفتارش در مسیر شرع قرار دارد، دیگر نباید درباره ی او به حرف دیگران گوش کند. همانا کسی که تیر می اندازد، گاهی تیرش به خطا می رود و آنچه که گفته میشود و نادرست است، از بین می رود و خداوند شنوا و گواه است. هوشیار باشید همانا بین حق و باطل به جز چهار انگشت فاصله نیست.»[5]
 

تهمت زدن آثار و نتایج متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1.گناه آشکار
قرآن مجید درباره ی تهمت و بهتان تعبیر به گناه آشکار میکند. هم چنین امام صادق(علیه السلام) فرمود: «کسی که برادر مسلمان خود را متهم کند ایمان در دل او ذوب میشود، همان گونه که نمک در آب ذوب می شود.»[6]

 
شخصی که تهمت میزند چندین گناه مرتکب میشود. از طرفی دروغ میگوید که نسبت ناروا به دیگری میدهد و از سوی دیگر غیبت آن شخص را میکند. زیر ا او را به چیزی که کراهت دارد و راضی نیست متصف می کند و از سویی انسان پاک و بی گناهی را متهم ساخته و آبرویش را می برد. بنابراین کسی که تهمت میزند بار گناهش بسیار سنگین می باشد و تهمت همانند تیری است که به محض اصابت به هدف، آن را متلاشی میکند و شخصیت و آبروی متهم را بر باد می دهد و قلب او را برای همیشه جریحه دار می سازد، درنتیجه عذاب دردناکی در انتظار او خواهد بود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «کسی که به مرد یا زن با ایمان بهتان بزند یا درباره ی او چیزی بگوید که در او نیست، خداوند در روز قیامت او را بر کوهی از آتش قرار میدهد تا از مسئولیت گفتارش بیرون آید.»[7]
 
2.عیب جوئی و کفر
کسی که با برادر دینی خود تظاهر دوستی می کند و اعتماد او را به خود جلب می کند ولی در باطن با او دشمن است و لغزش ها و اشتباهات و نقاط ضعف او را به خاطر می سپارد تا در فرصتی مناسب او را بی آبرو کند، سرانجام خود را به مرز کفر نزدیک می کند. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «دور ترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد.»[8]
3.عذاب دردناک
کسانی که به جای انتقاد سالم و سازنده، فقط به فکر آشکار کردن عیوب مردم باشند تا از اعتبار آنان بکاهند، مرتکب گناهی بزرگ شده اند که به خاطر آن عذابی دردناک پیش رو خواهند داشت.[9]

قرآن کریم در این باره می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺯﺷﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺗﻬﻤﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺷﺎﻳﻊ ﺷﻮﺩ، ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ، ﻭ ﺧﺪﺍ می داند ﻭ ﺷﻤﺎ نمی دانید.»(نور/19)

بر هر انسان مسلمانی به حکم اخلاقی واجب است زمانی که از برادر دینی خود اشتباهی دید، در پنهان به او تذکر دهد تا در صدد رفع آن گناه برآید، نه این که بعد از دیدن خطا و اشتباه، آبروی او را ببرد و خود را مستحق عذاب آتش کند. چون با این کار، رابطه ی خود و او را خراب کرده و نزد دیگران غیر قابل اعتماد جلوه می کند.
 
4.نشانه ی بی ایمانی
برای هرچیزی نشانه ای است. امور باطنی نشانه هایی دارد، یکی از نشانه های ایمان، ترک تهمت است و گرفتاری به تهمت، نشانه ی بی ایمانی است. انسان مومن، به دیگران نسبت ناروا نمیدهد، چنین شخصی آرامش را از خود و آن فرد سلب می کند. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «مومن با برادر مومنش فریبکاری نمی کند و به او خیانت نمی ورزد و او را خوار نمی سازد و به او تهمت نمی زند.» [10]
 
5.توبیخ
کسی که به دیگری به ویژه همسرش نسبتی ناروا دهد، از سوی خدا مورد توبیخ قرار می گیرد. همچنان که در قرآن آمده: «وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا؛ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﺪ ﻫﻤﺴﺮﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻯ ﻫﻤﺴﺮ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﻣﺎﻝ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻳﺪ، ﭼﻴﺰﻯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﮕﻴﺮﻳﺪ. ﺁﻳﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ ﺑﻪ ﺗﻬﻤﺖ ﻭ ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﭘﺲ ﻣﻰﮔﻴﺮﻳﺪ؟!» (نساء/20)
 

نتیجه گیری

با توجه به مطالبی که در مقاله عنوان شد، نتیجه میگیریم تقوای زبان در زمان ما کم شده است. خصوصا اگر کسی نظرش با دیگری مخالف باشد به خودش اجازه میدهد هر تهمتی را به او نسبت دهد. چنانچه تقوای زبان ما کم شود، لطف خداوند هم بر ما کم می شود.
وقتی مردم احترام و حیثیت یکدیگر را رعایت نکنند، خدا نیز آبروی آنها را حفظ نخواهد کرد و لطف بی کرانش را از ما دریغ خواهد کرد.

پی نوشت:
.[1] اخلاق الهی، ج4، ص144.
[2]. همان، ص145.
[3]. اخلاق الهی، ص145.
[4]. همان، ص150.
[5]. بحارالانوار، ج72. ص197.
.[6] اخلاق عملی، ص86.
.[7] اخلاق عملی، ص87.
.[8] همان، ص88.
.[9] همان.
.[10] الخصال، ج2، ص622.
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




برگزیده‌ها